پرسش
ایا می توان امام زمان رادر دوران غیبت مشاهده کرد؟ چرا حدیث مستندی از ائمه نداریم که دال بر این مطلب باشد؟ در این رابطه در توقیع شیخ مفید چه آمده است؟
پاسخ
در پاسخ بايد گفت: بله، مىتوان در زمان غيبت، آن حضرت را ديد. در اين زمينه بايد به دو نكته اشاره شود:الف) بر اساس عقيده شيعه، كه از قرآن و روايات گرفته شده، هميشه بايد امام و حجت خدا، با بدن عنصرى و مادى، بر روى كره خاكى موجود باشد.(1) با چنين فرضى، ديدن امامعليه السلام امرى طبيعى خواهد بود.ب) رواياتى داريم كه حضرت در بين مردم تردد مىكند، در بازارشان راه مىرود و بر بساط آنها گام مىنهد.(2)بر اين اساس مشاهده آن حضرت امرى غير عادى نخواهد بود. بله، چون حضرت ناگزير به غيبت بودند، بايد از انظار مردم مخفى مىشدند. اين خفا مىتواند به دو گونه باشد:1خفاى شخصيت؛ يعنى حضرت ديده مىشوند، ولى شناخته نمىشوند. طبق اين بيان، رؤيت امرى طبيعى است كه اتفاق افتاده و مىافتد؛ ولى بيننده حضرت را نمىشناسد. از اين رو برخى از بزرگان فرمودهاند: در برخورد با افراد ادب و احترام را رعايت نماييد؛ چرا كه شايد اين فردى كه با او برخورد كردهايد و او را نمىشناسيد، حضرت مهدىعليه السلام باشد.2خفاى شخص؛ يعنى وجود مقدس حضرت ديده نمىشود و بدن شريف ايشان نيز از ديدگان پنهان است. طبق اين عقيده نيز ديدن حضرت امرى ناممكن نيست؛ زيرا چه بسا بر اساس مصالحى، كسانى موفق به ديدن حضرت مشرّف بشوند، ولى ايشان را نشناسند يا حتى در موارد نادرى آن بزرگوار را بشناسند. بخصوص در زمينه حج روايت داريم كه حضرت در موسم حج حاضر مىشوند و مردم ايشان را مىبينند، ولى نمىشناسند.(3)بنابراين امام زمانعليه السلام را مىتوان ديد. اين سخنى است كه بسيارى از علماى متقدّم، متأخّر و معاصر آن را پذيرفتهاند. خاطراتى كه توسط بزرگان گذشته (كه وثاقت و ديانت آنان ثابت است) نقل شده نيز مؤيد اين مطلب است.در دوران غيبت، ديدار و ملاقات از حالت طبيعى و عادى خارج مىشود. گاهى ديدار همراه با عدم شناخت حضرت است و گاهى براى عدهاى خاص و بر اساس مصالح، همراه با شناخت.اما در رابطه با توقيع: اول اينكه اين توقيع براى آخرين سفير خاص، جناب على بن محمد سمرى صادر شده است، نه براى شيخ مفيد.(4)ديگر اينكه: با توجه به رواياتى كه در رابطه با رؤيت وجود دارد؛ بايد اين دو دسته روايات را با هم سنجيد و پيام صحيح روايات را دريافت. در مقام مقايسه و جمع روايات مىتوان چنين گفت:توقيع در مقام بيان نفى نيابت و سفارت خاص كسى است كه از جانب حضرت مىباشد؛ زيرا در متن توقيع از لفظ مشاهده استفاده شده و اين لفظ براى رؤيت همراه با شناخت به كار مىرود؛ علاوه بر اينكه اين توقيع در آخرين روزهاى عمر نايب چهارم صادر شده است و پس از ايشان ديگر كسى به عنوان نايب خاص از طرف حضرت معرفى نشد.با توجه به اين دو نكته مىتوان دريافت كه حضرت در اين توقيع شريف مىفرمايد: اگر كسى ادعا كند كه من با امام زمانعليه السلام رابطه دارم، ايشان را مشاهده مىكنم و از طرف ايشان داراى پيام براى شما هستم، دروغگوست. آنچه اين برداشت را تأييد مىكند، دو نكته است:1در ادامه توقيع حضرت به دو كلمه تكيه مىكند: كذاب و مفتر (دروغگو و افترا زننده). اگر كسى حضرت را نبيند و بگويد ديدهام، «كذاب» و دروغگوست. دراينجا «واژه افترا» بىمعنى؛ افترا جايى است كه چيزى را به دروغ به حضرت نسبت دهد. بنابراين مىتوان از توقيع چنين استفاده كرد كه هر كس ادعاى نيابت و پيام رسانى داشته باشد، هم دروغگوست و هم افترا زده است.2رؤيت حضرت در دوران غيبت صغراى (دوران نوّاب خاص) نيز صورت نمىگرفته و افراد حضرت را نمىديدند. پس معنى ندارد كه حضرت به چهارمين نايب خاص فقط در رابطه با عدم رؤيت سخن جديدى مطرح نمايد. بلكه اين سخن حضرت بايد چيزى فراتر از صرفِ ديدن را بيان كند.از آن چه مطرح شد مىتوان به خوبى دريافت كه رؤيت حضرت حجّتعليه السلام امرى ممكن است.اما در وراى اين سخنان بايد توجه داشت كه نبايد مسئله رؤيت و ملاقات امام زمانعليه السلام را به گونهاى مطرح كرد كه گويا حضرت را هر كسى، هر وقت بخواهد، مىتواند ببيند؛ و نيز نبايد سخن هر كسى را كه ادعاى ملاقات مىكند، پذيرفت. بايد موضعگيرى و حسّاسيّت خاصى در اين مورد داشت.زيرا: عدهاى سودجو و فرصت طلب، از مقدسات و احساسات پاك مردم سوء استفاده مىكنند و با بيان اينكه من با امام رابطه دارم و... انحرافات زيادى در جامعه ايجاد مىكنند و مردم را از مسير صحيح منحرف مىنمايند
1كافى، ج 1، ص 178.2غيبت نعمانى، ص 161.3كمال الدين، ج 2، ص 444.4غيبت طوسى، ص 395، ش 365.
نظرات شما عزیزان:
|